شماره 276 هفته نامه صبح زاهدان
[ موضوع: آرشیو هفته نامه ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 97 ] [ تاريخ: ۲۹ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 5 ]
نظرات هنرمندان و کارگردانان درباره خسرو شکیبایی آقای صدا
نظرات هنرمندان و کارگردانان درباره خسرو شکیبایی آقای صدا

نظرات هنرمندان و کارگردانان درباره خسرو شکیبایی آقای صدا
داوود رشیدی :

با تاسف می توانم بگویم اگر عجل بهش مهلت می داد می توانست بیشتر بدرخشد.او استثنا بود و جایگزین ندارد.


امین تارخ :

او شصت و چهار سال زندگی کرد و اگر شصت و چهار سال دیگه هم عمر می کرد بازی های فراموش نشدنی را از او شاهد بودیم.

بهرام رادان :

خسروی عزیزم

دوباره یادمان افتاد که عزیزی از قافله ی عمر جا افتاد .

خسروی عزیزم ، دوست خوبم

به یاد تمام نقشهایت که نسل من با آن ها بزرگ شده اند ،

به یاد تمام شبهایی که با "با صدای پای آب" تو بخواب رفته ام ،

و به حرمت دل پاکت که توان آزار هیچ کس جز خویش را نداشت ،

لحظه ای درنگ می کنم و خاضعانه از درگاه حق برایت آمرزش طلب می کنم

و یقین دارم که جاودانگی صدایت تا ابد در ذهن نسلها باقی است .

روحت شاد . آمین

رضا رشید پور :

من دیشب بدون این که بدونم امروز صبح این اتفاق میفته داشتم به یکی از رفقام می گفتم که این آدم مثل یه پرنده ای می مونه تو دلش این کودک دورنش می گفتن خیلی زندس . علی رغم این که ابهت خیلی کاریسماتیکی داره توی نگاهش توی بازیش ولی کودک درونش خیلی زندس . دیشب بحث همینو می کردیم که چه قدر آدم صاف و ساده و صادقیه . هیچ وقت من از خسرو شکیبایی دروغ نشنیدم ، هیچ وقت مثلاً غرور ندیدم ، هیچ وقت بی اخلاقی ندیدم .

اتفاقاً یک ماه پیش هم زنگ زده بودم برای مثلث شیشه ای اواخر خرداد ماه بود . بعد به من می گفت که دوست دارم بیام ولی خیلی خستم ، خیلی روحیم خستس . بعد تو اون فرصت تلفنی نشد که ما خیلی با هم حرف بزنیم که چرا خستس و چرا روحیش درب و داغونه . ولی امروز صبح که شنیدم همش این فلش بک های ذهنم اذیتم می کنه تا الان که حالا منم تسلیت می گم ایشالا که اتفاقات این طوری کم تر بیفته


حمید نعمت الله :

راستش من آقای شکیبایی را همونجوری دوست داشتم که مردم و هنرمندان دوسشون داشتن.دوست داشتم اگر عکس هنرپیشه ای را روی دیوار خونم می زدم عکس خسرو شکیبایی بود.


علیرضا زرین دست (مدیر فیلمبرداری) :

تعریف با یک جمله از ایشون با این حضورشون در سینما واقعا یک اجحاف غیر منصفانه است. خسرو شکیبایی بدون شک یکی از پدیده های بازیگری بود در این جند دهه ی سینمای بعد از انقلاب. یعنی حقیقتا یکی از استثنایی ترین بازیگران سینمای ایران بود که من فکر نمی کنم هیچ وقت دیگه جای ایشون پر بشه.

مجتبی نجفی: شما سابقه ی همکاری با ایشون را داشتین؟

زرین دست: اولین فیلم آقای شکیبایی را من فیلمبرداری کردم. فیلم خط قرمز به کارگردانی آقای کیمیایی.


رامبد جوان :

واقعا یک بازیگر درجه یک ، یک دوست بسیار عالی ، یک استاد خوب ، یک آدم مهربان. حیف برای کسانی که افتخار فعالیت در کنار ایشان برایشان فراهم نشد. خیلی ها آرزوی بازی در کنار خسرو شکیبایی را داشتند.


الناز شاکر دوست :

تکرار نشدنی است. شاید حضور فیزیکی نداشته باشد ولی همیشه بین ماست.


علی معلم :

من ترجیح می دهم که وقتی انسان ها زنده هستند در مورد آن ها حرف بزنم. در واقع این عادت بد ما ایرانی هاست که وقتی کسی می میرد خود را با او دوست می دانیم و به جای اینکه در مورد او حرف بزنیم از خودمان می گوییم. به نظر من این یک بیماری است.


هادی مرزبان :

خسرو به نظر من یک بازیگر ژنی بود و فکر نمی کنم و فکر نمی کنم تا مدت ها طولانی جاش پر بشه توی هنر بازیگری این مملکت. پشت صحنه بسیار بسیار خوبی داشت ، روی صحنه خیلی خوبی داشت. یک پجه ای بود که روی صحنه و پشت صحنه به همه انرژی می داد و من اگر تاسف می خورم برای رفتن خسرو ، نه برای خودش که خب خسرو رفت ، راحت هم شد برای اینکه خسرو الان خوابیده ، چیز مهمی نیست ، ماییم که باید افسوس بخوریم از اینکه آدمی مثل خسرو شکیبایی را از دست دادیم. کاش به این زودی نمی رفت. خسرو خیلی جا داشت که پیش ما بود. حیف !


منبع : سینما روز ( خانه سینمای قدیم )
[ موضوع: مطالب کشوری ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 52 ] [ تاريخ: ۲۹ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
شماره های 273 و 275 هفته نامه صبح زاهدان
شماره های 273 و 275 هفته نامه صبح زاهدان


برای دانلود نسخه های پی دی اف و مشاهده شماره های هفته نامه بر روی سیستم خود روی لینک های زیر کلیک کنید :

توجه: دانلود مجموع سه شماره مذکور زمانی معادل دانلود یک قطعه موسیقی از اینترنت دارد .

شماره 273 قسمت اول
شماره 273 قسمت دوم

شماره 275 قسمت اول
شماره 275 قسمت دوم

مشاهده تصاویر جی پگ به صورت آنلاین و قابل ذخیره سازی بر روی کامپیوتر های شخصی :

شماره 273 هفته نامه صبح زاهدان :

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم


شماره 275 هفته نامه صبح زاهدان :

قسمت اول
قسمت اول
قسمت اول
قسمت اول
[ موضوع: آرشیو هفته نامه ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 23 ] [ تاريخ: ۲۳ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 1 ]
شماره های 271 و 272 هفته نامه صبح زاهدان
شماره های 271 و 272 هفته نامه صبح زاهدان


برای دانلود و مشاهده شماره های هفته نامه روی لینک های زیر کلیک کنید :
شماره 271 نسخه پی دی اف فایل
شماره 271 نسخه پی دی اف فایل ، قسمت دوم
شماره 272

تصویر دیجیتالی شده هفته نامه شماره 271 :
برگ اول
برگ دوم
برگ سوم
برگ چهارم

تصویر دیجیتالی شده هفته نامه شماره 272 :
بخش اول
بخش دوم
بخش سوم

عزیزانی که مجهز به نرم افزار های پی دی اف خوان نیستند ، می توانند نسخه رایگان نرم افزار آکروبات محصول شرکت آدوب را دانلود نمایند :

لینک دانلود آخرین نسخه از نرم افزار آکروبات ریدر
[ موضوع: آرشیو هفته نامه ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 98 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 5 ]
نوروزي: سال گذشته قاچاقچيان موادمخدر 2500 ميليارد تومان خسارت ديدند
خبرگزاري فارس: فرمانده قرارگاه رسول اكرم(ص) گفت: با كشف و توقيف 875 تن مواد مخدر در سال گذشته حدود 2 هزار و 500 ميليارد تومان به قاچاقچيان خسارت وارد شد.
نوروزي: سال گذشته قاچاقچيان موادمخدر 2500 ميليارد تومان خسارت ديدند

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، بهرام نوروزي فرمانده قرارگاه رسول اكرم در حاشيه جلسه امروز شوراي توسعه و امنيت پايدار غرب و شرق كشور در نشست خبري گفت: با توجه به توليد 8200 تن مواد مخدر در سال گذشته در كشور افغانستان، توانستيم 875 تن از اين مواد مخدر را كه قصد وارد كردن آن به كشورمان را داشتند، كشف و توقيف كنيم.
وي به توطئه‌هايي كه استكبار جهاني به ويژه آمريكا در شرق كشور به جهت ناامن‌سازي انجام مي‌دهد، اشاره و تصريح كرد: در بحث برقراري امنيت با مشكلات زيادي روبرو هستيم به ويژه آنكه برخي كشورها با اقدامات ضدامنيتي خود مانع از برقراري توسعه پايدار و توسعه اجتماعي- سياسي در اين منطقه مي‌شوند.
فرمانده قرارگاه رسول اكرم(ص) با طرح اين سوال كه از زماني كه آمريكا و ناتو در افغانستان مستقر شده‌اند براي برقراري امنيت در اين منطقه چه كاري انجام شده است، گفت: ‌با بررسي وضعيت كشت مواد مخدر در ده سال گذشته در كشور افغانستان، افزايش چشمگير توليد مواد مخدر را شاهد هستيم به طوريكه در سال جاري پيش بيني مي‌شود 11هزار تن توليد مواد مخدر در اين كشور صورت گيرد و اين در حالي است كه آنها گندم براي خوردن ندارند.
وي گفت: كشورهاي مقصد مواد مخدر بايد به فكر سرمايه‌گذاري در افغانستان و كشت جايگزين در اين منطقه باشند .
نوروزي با اشاره به ميزان قابل توجه موادمخدر كشف شده گفت: اين مقدار موادمخدر حدود 2هزار و 500 ميليارد تومان به قاچاقچيان خسارت وارد كرده و نكته مهم اين است كه اگر آنها به سوي كشت محصولات ديگري بودند، سود بهتري عايدشان مي‌شد و اين فقط به دليل تبليغاتي است كه آمريكايي‌ها و شبكه‌هاي مافيايي براي كشت مواد مخدر در افغانستان انجام مي‌دهند.
فرمانده قرارگاه رسول اكرم(ص) به انسداد مرزها اشاره كرد و گفت: اين كار را با جديت دنبال مي‌كنيم و اميدواريم بتوانيم از طريق آن به توسعه پايدار دست يابيم.
وي تصريح كرد: اين قرارگاه مدت دو سال است كه در شرق كشور مستقر شده و پس از استقرار با افزايش ضريب امنيت و كاهش ضريب ناامني علي‌رغم افزايش توليد مواد مخدر هستيم.
نوروزي بحث گروگانگيري در يكي از پاسگاه‌ها را مساله‌اي برشمرد كه به واسطه گروكشي مواد مخدر از سوي اشرار صورت گرفته است و گفت: اشرار به واسطه جبران خسارت 2500 ميليارد توماني كه سال گذشته بر آنها وارد شد، براي پس‌‌گيري مواد مخدر خود دست به چنين كارهايي مي‌زنند، البته ما سعي داريم با بالا بردن ضريب امنيت پاسگاه‌ها از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي جلوگيري كنيم.
فرمانده قرارگاه رسول اكرم(ص) گفت: با توسعه بخش‌هاي مختلف اقتصادي و به ويژه بسترسازي زمينه‌هاي مناسب براي كشاورزي در منطقه اميدواريم شاهد ايجاد اشتغال و بالا رفتن ضريب‌هاي امنيت در منطقه باشيم.
[ موضوع: آرشیو هفته نامه ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 19 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
فرمانده قرارگاه عملياتي فتح خبر داد: بازداشت 3 تيم تروريستي در سيستان و بلوچستان
خبرگزاري فارس: فرمانده انتظامي و قرارگاه عملياتي فتح سيستان و بلوچستان گفت‏:‏ با همكاري نيروهاي انتظامي و امنيتي سه تيم آموزش ديده خرابكار و تروريست در شهرهاي ايرانشهر و سرباز بازداشت شدند‏.‏
فرمانده قرارگاه عملياتي فتح خبر داد: بازداشت 3 تيم تروريستي در سيستان و بلوچستان

به گزارش خبرگزاري فارس از زاهدان، سردار غلامعلي نكويي در جمع خبرنگاران افزود‏:‏ نيروهاي توانمند انتظامي و اطلاعات استان سيستان و بلوچستان در چند روز اخير طي عملياتي هماهنگ و برنامه ريزي شده سه تيم عملياتي اشرار و تروريستها را كه آموزشهاي نظامي خرابكاري، ترور و بمب گذاري را در خارج مرز فراگرفته بودند دستگير كردند‏.‏
وي گفت‏:‏ اين اشرار با هدف ترور مسوولان و ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم وارد استان شده بودند اما در يك عمليات همزمان ‏10‏ نفر آنان دستگير و پس از تحقيقات لازم تحويل مقامهاي قضايي شدند‏.‏
فرمانده انتظامي سيستان و بلوچستان اظهار داشت‏:‏ در بازرسي از مخفيگاه اين تروريستها انواع سلاح گرم انفرادي، نيمه خودكار، آر پي جي و موشك انداز كشف شد‏.‏
نكويي گفت:‏ دولت پاكستان اشراف كاملي بر برخي مناطق مرزي خود ندارد و به همين سبب بخشهايي از خاك آن كشور مكان و مامن امني براي اشرار، تروريستها و قاچاقچيان شده و اين افراد پس از هر بار ورود به خاك ايران و انجام اقدامهاي تروريستي و انواع جرايم مجددا به داخل مرز پاكستان فرار كرده و مخفي مي شوند‏.‏
وي ادامه داد:‏ به منظور دستگيري اشرار با حكم مقام قضايي تعدادي از منازل در شهرستان سرباز مورد بازرسي قرار گرفت كه در مرحله نخست شماري از مردم به سبب آگاه نبودن از موضوع با اعتراض و تجمع قصد جلوگيري از انجام عمليات را داشتند‏.‏
فرمانده قرارگاه عملياتي فتح گفت‏:‏ با تشريح موضوع و آگاه شدن مردم از اينكه شماري از تروريستها وارد منطقه شده و قصد خرابكاري و ترور دارند، خودشان نهايت همكاري را با ماموران براي شناسايي و دستگيري اشرار و كشف سلاح و مهمات انجام دادند‏.‏
وي از همكاري بسيار خوب و نزديك مردم منطقه سرباز قدرداني كرد‏.‏
فرمانده انتظامي سيستان و بلوچستان بيان كرد‏:‏ در اين عمليات چند نفر از اشرار و تروريستهايي كه در چند عمليات ضدامنيتي يك سال گذشته در سيستان و بلوچستان دخالت و مشاركت داشتند دستگير شدند‏.‏
نكويي افزود‏:‏ دستگاههاي امنيتي، انتظامي و قضايي به مردم اطمينان مي دهند كه سيستان و بلوچستان از شرايط امنيتي مناسب و قابل قبولي برخوردار است‏.‏
وي در خصوص اقدامهاي انجام شده براي آزادي گروگانها هم گفت‏:‏ پس از وقوع اين حادثه اقدامهاي لازم از سوي دستگاههاي مختلف از جمله وزارت امورخارجه، كشور، اطلاعات، نيروي انتظامي و ساير دست اندركاران با دولت پاكستان و مرزباني آن كشور انجام شده و همچنان با جديت ادامه دارد‏.‏
نكويي ابراز اميدواري كرد كه به زودي شماري از گروگانها آزاد شوند‏.‏
[ موضوع: آرشیو هفته نامه ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 18 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
همسر شهید رجایی : رجايي اگر امروز هم بود رفتاري مثل گذشته نداشت
اعتماد-حسین سخنور: سوم تير و هشتم شهريور، مناسبت هايي است تا به رجايي و سوالات و ابهامات مربوط به او پرداخته شود، اما با دو تفاوت. سابقه پرداختن به رجايي در سوم تير، قدمتي کمتر از سه سال دارد و بر پايه ادعاهايي است که برخي مدعيان در خصوص شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي و قرابت و شباهت هاي شخصيتي و رفتاري احمدي نژاد و رجايي مطرح مي کنند. ديگر آنکه همراهان و نزديکان سابق رجايي در هشتم شهريور به رجايي «که بود» مي پردازند و در سوم تير به رجايي «که نبود». از اين رو همسر شهيد رجايي هم در اين مناسبت و در گفت وگوي زير، به تفاوت هاي رجايي و احمدي نژاد اشاره دارد و معتقد است تفاوت ها، در عين شباهت ها، با توجه به عناصر زمان و مکان مشخص مي شود. شايد همين شرايط زمان و مکان بود که وسواس عاتقه صديقي را در صحبت و پذيرش وقت گفت وگو بيشتر مي ساخت و مي گفت؛ «صحبت کردن ديگر تاثير چنداني ندارد.» با اين حال او به پرسش هاي ما پاسخ داد و در هر جوابي سعي مي کرد رجايي را بيش از پيش معرفي کند تا ابهامات متعدد در اين خصوص را برطرف سازد و بدين وسيله بتواند تفکر رجايي را از حصار برخي گروه ها و افکار نجات دهد. اين نيز شايد تنها دليلي بود که همسر شهيد رجايي، ما را با صبر و حوصله پذيرفت، کسي که مدتي است بسياري از مسوولان را هم نمي پذيرد. علاوه بر مناسبت مذکور، بهانه ديگر اين گفت وگو، انتشار اولين مانيفست مکتوب دولت نهم، تحت عنوان «نامه دولت اسلامي» بود که يکي از مقالات مندرج در آن نيز با عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي»، به شباهت هاي دو دولت مي پردازد. همسر شهيد رجايي هم در اين گفت وگو با اعتماد به ريشه هاي فکري دولت نهم و شهيد رجايي، همگرايي ها و واگرايي ها اشاره دارد.



- شما در برخي از مصاحبه هاي اخيرتان اشاره داشتيد برخي از گروه ها و تفکرات از همان ابتداي انقلاب جمهوريت نظام را نشانه گرفتند و با تاکيد بر حکومت اسلامي، سعي در ناديده گرفتن آرا و نظرات مردم داشتند. امروز نيز برخي از همراهان و ياران نخستين انقلاب اين خطر را حس مي کنند و هشدار مي دهند که همان جريان ها در لباس و مقام ديگري، مشغول تکميل پروژه پيشين خود هستند.

بله، از ابتداي پيروزي انقلاب گروه هاي مختلفي بودند که همواره بر حکومت اسلامي تاکيد مي کردند و چندان اهميتي براي جمهوريت نظام و آراي مردم قائل نبودند. به همين دليل بود که امام خميني (ره) در انتخابات، بر«ميزان راي مردم است» تاکيد مي کردند. بارزترين اين گروه ها که همواره حکومت اسلامي را مطرح مي کردند، انجمن حجتيه و بخشي از گروه هاي اصولگراي فعلي بودند. اين تفکرات از ابتدا تاکنون به طور جدي پيگيري مي شد و مي شود که تفکرات و انديشه هاي امام خميني(ره) نيز از مهم ترين موانع شان محسوب مي شود. اگر خاطرتان باشد، بعد از رحلت امام، روزنامه بيان به مديرمسوولي آقاي محتشمي پور منتشر مي شد و مهم ترين و بيشترين کاري که مي کرد در مقابل اظهارات متفاوت مسوولان، نظرات امام را منتشر مي کرد که در نهايت منجر به تعطيلي روزنامه شد. اين القائات مکرر از طريق تبليغات مطرح شد. تمام اين اقدامات زمينه سازي بود تا جمهوريت نظام تهديد و محدود شود. اين تفکر از هر وسيله يي استفاده کرد. حتي با برگزاري مسابقات سراسري، از طرف اين تفکر، جهت القاي حکومت اسلامي به جاي جمهوري اسلامي، اقدام کردند و همچنين تصوير جمهوريت را از اسکناس هاي هزار توماني و ۵۰۰ توماني که نشانگر شعار راهپيمايان در سال ۱۳۵۷ بود و در يکي از گزينه هاي سوال ۱۶ مسابقه مذکور طرح شده بود، حذف کردند.

- اتفاقاً اولين سند مکتوب مجموعه نظريات و مانيفست دولت نهم با نام فصلنامه تخصصي «نامه دولت اسلامي» منتشر شده است.

دولت اسلامي نيز تعبيري همچون حکومت اسلامي است که ماهيت جمهوريت نظام در آن ناديده گرفته شده است.

- در بخش هايي از اين فصلنامه سعي شده است شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي تصوير شود. در يک مقاله تحت عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي» اين موضوع برجسته تر مي شود. در واقع چه شباهت هايي بين سياست خارجي دولت نهم و دولت شهيد رجايي وجود دارد؟

منظور شما از شباهت چيست؟ منظورتان ظواهر سياست هاي هر دو دولت است يا ايده ها، نگرش ها و افکار پشت هر کدام از سياست هاي مدنظرتان.

-با يک مثال منظورم را روشن مي سازم. ظاهراً يکي از سران فرانسه (رئيس جمهور وقت آن کشور) به مناسبت سال نو، نامه يي به شهيد رجايي به عنوان رئيس جمهور ايران مي نويسد و ايشان در مقابل پاسخي بسيار تند و صريح دادند که حتي بنيانگذار انقلاب نيز به مرحوم رجايي تذکر دادند و گفتند فرق است بين اظهارات رسمي شما و موضع گيري هاي من.

شهيد رجايي انتقادپذير بود. اگر امام نصيحتي داشتند به راحتي آن را مي پذيرفتند. شهيد رجايي بي عيب و نقص نبود بلکه به درجه يي از کمال انساني رسيده بود که روحيه انتقادپذيري را در خود بيش از پيش تقويت مي کرد. شهيد رجايي پيش از هر کس اول خود را متهم مي کرد و گمان نمي کرد فقط خود راه صحيح را مي پيمايد، او بسيار از خدا مي ترسيد و هر لحظه خود را در معرض امتحان مي ديد و در اين امتحان هيچ گاه به اعمال نيک خود در گذشته متکي نبود. با ذکر خاطره يي اين ويژگي اخلاقي شهيد رجايي را توصيف مي کنم. يک بار آخر شب ديدم شهيد رجايي با انبوهي از پرونده ها که به خانه آورده بود، نشسته است و در حال راز و نياز با خداوند است. از ايشان پرسيدم با اين سوابق که من از شما سراغ دارم، ديگر از چه مي ترسيد؟ او نگاهي به من کرد و چيزي نگفت و بعد از چند لحظه مکث دوباره دستش را به آسمان بلند کرد و گفت؛ «پناه مي برم به خدا». شهيد رجايي، بعد از پيروزي انقلاب، بي هيچ ادعايي، بدون نام و نشان، با توجه به تخصص آموزشي و فرهنگي که داشت، وارد عرصه خدمت به آموزش و پرورش شد و آنجا را مناسب ترين محمل براي اجرا و اعمال تفکرات خود مي دانست. رياست جمهوري ايشان نيز بر اساس شرايط انقلاب و خواست و اقبال مردم شکل گرفت. او در هر پست و مقامي هرچه گفت به پشتوانه خدا و مردم بود. شهيد رجايي فارغ از شعار و ادعا، در خدمتي بي وقفه و بي سر و صدا مشغول کار شد، تا آنجا بي سر و صدا بود که مورد سوءاستفاده ضدانقلاب قرار گرفت و حضرت امام را وادار کرد به آنها بگويد کارهايي را که براي مردم انجام داديد بازگو کنيد. با اين همه، درصد ناچيزي از کارهاي انجام شده را بازگو کردند و اين در حالي بود که شهيد رجايي مدعي اينکه اشتباه نمي کند و خطا نمي رود، نبود لذا از انتقادها استقبال مي کرد و اهل سفسطه و توجيه نبود و شديداً معتقد به نظرات تخصصي مخالفان و موافقان بود و در عمل حتي در تصميم گيري ها از آن استفاده مي کرد.

-اما به نظر شباهت ها بيش از اينهاست. غير از سياست خارجي دولت نهم (که موضوع يکي از مقالات فصلنامه مذکور است) مواردي همچون ساده زيستي، تفکرات مديريتي و اقتصادي يا ادبيات ضدامريکايي و… موجب شده است قرابتي در ذهن عموم، بين جريان فعلي و شهيد رجايي به وجود آيد. البته سهم تبليغات هم به جاي خود.

بله، کارهاي متفاوتي ممکن است در اين دوره صورت گيرد که با اقدامات شهيد رجايي يکسان باشد اما شايد يکي عين صداقت باشد و ديگري نه، يکي بدون توجه به عنصر زمان و مکان باشد و ديگري متوجه اين اصل باشد. مردم نيز متوجه اين تفاوت ها مي شوند. در برخي موارد اين تفاوت نيز بسيار بارز است. در کلام شهيد رجايي هيچ گاه به اين شکل صحبت از امام زمان و هاله نور نبود. شهيد رجايي واقعيت ها را براساس ايمان و عمل صالح دنبال مي کرد اما امروز گاه براساس وهم و خيال امور تعقيب مي شوند. شهيد رجايي در سازمان ملل از واقعيات شکنجه ها و ظلم و ستم استعمار مي گفت اما امروز از هاله نور مي گويند و اينکه در کل سخنراني يک نفر هم پلک نزد. خب اين خيالات کجا، آن رفتار شهيد رجايي کجا؟ شهيد رجايي يک دفعه هم چنين صحبت هايي نداشت. شهيد رجايي با تمام وجود به جمهوري اسلامي پايبند بود و تحت هيچ شرايطي جمهوريت نظام را ناديده نمي گرفت اما امروز فقط حرف از حکومت اسلامي است. لذا همان طور که برخي از شباهت هاي ظاهري بين شهيد رجايي و جريان فعلي وجود دارد تفاوت هاي ماهوي نيز در اين مقايسه بايد جدي گرفته شود تا برخي از سوءتفاهمات برطرف شود. در مورد شباهت ها نيز مواردي که مطرح کردم ضروري است. آنقدر عنصر زمان و مکان مهم است که حضرت امام خميني اجتهاد مصطلح را به طور مطلق رد و تاکيد کردند زمان و مکان دو عنصر مهم و تعيين کننده در اجتهادند.

- يعني معتقديد ادبيات شهيد رجايي بايد به روز شود؟

هر ادبيات يک ريشه فکري خاص دارد، که با به روز شدنش هم تغييري در اصل آن حاصل نمي شود.

-را در اينجا شايد ريشه فکري خيلي مهم نباشد. در مناسبات ديپلماتيک تاثير بيروني آن افکار مهم است.

بله، اما بايد اين ملاحظات را نيز در نظر گرفت. بالاخره هر ادبياتي متاثر از يک نگرش خاص است، که تاثير بيروني هم دارد.

- آيا امکان دارد نگرش ها و ريشه ها متفاوت باشد اما ادبيات يکسان باشد؟

بله. اسم اين را هم مصلحت مي گذارند. شهيد رجايي که امروز نيست هرچند من با شناختي که از ايشان دارم صحبت مي کنم ولي اگر بگويم شهيد رجايي امروز بود چه مي گفت يا چگونه ادبيات او به روز مي شود، بحث ديگري است. هر نوع پيش بيني در اين باره اين سوال را در ذهن مخاطب به وجود مي آورد که من با کدام علم چنين پيش بيني را مطرح مي کنم. اما مي توان مطمئن بود که رجايي اگر بود، مقتضيات زمان و مکان را در نظر مي گرفت. مثلاً دو نفر شمشير مي کشند يا دو نفر نماز مي گزارند، يکي براي مصلحت خود و گروه خود، يا شمشير مي زند براي نجات اسلام و رضاي خدا .

فرق بسيار است بين کساني که خود را مومن و معتقد معرفي مي کنند با مومني که در اثر تقوا و عمل صالح به حقايقي دست يافته است و خداوند او را عزيز و گرامي داشته و باز هم فرق است بين کساني که آرزوي توسعه و رشد انساني در همه ابعاد براي کشور و مسلمانان دارند تا کساني که مي خواهند يک کشور اسلامي پيشرفته در منطقه خاورميانه به جهانيان ارائه دهند. در اين صورت مي توان گفت در دل تفکر گروه اول همه پيشرفت ها، همراه با انسان متعالي صورت گرفته است ولي در تفکر گروه دوم به صورت ناقص پيشرفت هايي حاصل شده است.

-عنصر زمان و مکان در سياست هم نقش دارد؟

بله، در همه امور اين عنصر نقش دارد. اساساً اگر اين نقش کم رنگ شود، مشکلاتي که امروز گريبانگير ما است متولد مي شود. يک مثال خيلي ساده در اين رابطه تاثير اين اصل را مشخص مي سازد؛ در فضاي اول انقلاب که مسائل معنوي بيش از پيش پررنگ شده بود، شهيد رجايي نماز جماعت در ادارات را باب کردند اما به مرور زمان اين سنت حسنه با تغييراتي که به وجود آمد مشکل ساز شد و مردم و ارباب رجوع متضرر مي شدند. در آن زمان مهندس موسوي خدمت امام رسيد و اين موضوع را مطرح کردند. خب متناسب با شرايط زمان و حفظ منافع اکثر مردم اين مستحب حذف شد ولي در اثر برخي سوءاستفاده ها و بعضي کج فکري ها، برداشت هاي غلطي صورت گرفت و مي گفتند که رجايي نماز جماعت را آورد و ميرحسين موسوي آن را برداشت. اما در واقع هم شهيد رجايي و هم آقاي موسوي صادقانه و مخلصانه عمل کرده بودند، هرچند ظاهر کارشان از هم متفاوت بود. اين نشان مي داد هر دو با توجه به مقتضيات زمان عمل مي کردند.

- اگر عنصر زمان و مکان را لحاظ کنيم به نظر شما چه مقدار از آرا و تصميمات شهيد رجايي امروز صحيح و منطقي خواهد بود؟

شايد بخش مهمي از آن تصميمات امروز غيرعملي باشد. متاسفانه عده يي نيز امروز بدون در نظر داشتن شرايط زماني از ظاهر نظريات شهيد رجايي صرفاً تقليد مي کنند. مشکل اصلي ما هم همين نوع تقليد است. گمان مي کنند اگر همان کارهايي را که شهيد رجايي کرد عيناً انجام دهند موفق خواهند شد. اين گروه توجه ندارند که اگر شهيد رجايي مثلاً در سازمان ملل بخشي از شکنجه هاي خود را بر اساس ضرورتي که پيش آمده بود، نشان داد، متناسب با فضاي متفاوت حاصل از انقلاب ايران بود. ادبيات شهيد رجايي نيز با توجه به شرايط انقلاب معني دار بود. حال سوال شما اين است شهيد رجايي اگر امروز هم بود باز رفتاري مثل گذشته داشت؟ من معتقدم خير، زيرا ايشان بسيار واقع گرا بودند و اساساً رفتارهاي ايشان در ابتداي انقلاب براساس واقع گرايي شان بود اما واقعيات امروز متفاوت از واقعيات ديروز است. مردم در آن زمان کاملاً به مسوولان خود اعتماد داشتند، آيا الان نيز چنين است؟ شهيد رجايي به پشتوانه قوي ارزش هاي الهي که بر اساس آن انقلاب صورت گرفته بود، آن ادبيات مخصوص به خود را اتخاذ مي کرد اما مسوولان امروزي با کدام پشتوانه چنين سخن مي گويند. آيا مسوولان رفتاري از خود بروز داده اند تا بتوانند مثل شهيد رجايي سخن بگويند، آيا آنها واقعاً در امتداد راه شهيد رجايي بودند که امروز هم سعي دارند مثل او عمل کنند؟ اين در حالي بود که رجايي در سن ۴۸ سالگي نيازي نداشت خود را شبيه کسي کند، بلکه خود کسي شده بود. لذا فارغ از مقتضيات زماني، چون هيچ چيز مسوولان فعلي شبيه رجايي نيست ادبيات و رفتار ظاهري آنها هم نمي تواند شبيه ايشان باشد و اگر باشد به نتيجه عکس منجر خواهد شد.

-اما دولت نهم هم معتقد است موج سوم انقلاب را به وجود آورده است و به پشتوانه همين موج مي تواند از ادبيات و گفتمان مشابه ادبيات شهيد رجايي بهره ببرد.

موج تصنعي و سطحي نمي تواند پشتوانه يي ايجاد کند. محبوبيت و عزت نيز از آن خداست و او است که يکي را در جامعه يي عزيز و بزرگ مي دارد. لذا نمي توان به کمک تبليغ و حرف پشتوانه و محبوبيت پايدار ايجاد کرد، بايد واقعيات با شعارها جور باشد که نيست. نمي توان صحبت از موج سوم انقلاب کرد و مردم در عمل هيچ نشانه يي از اين موج در جامعه و سياست کشور نبينند. تفاوت اول انقلاب و موجي که امروز از آن صحبت مي شود در نوع حمايت مردم از آن است. فرق است بين آنکه مردم در ابتداي انقلاب از واقعيات و ارزش هاي انقلاب به صورت خودجوش پيروي مي کردند اما امروز مي گوييم ما سياست ها را خود به وجود مي آوريم و بعد مردم از آن پيروي کنند. به همين دليل همراهي مردم با اين سياست ها کمتر است و حاضر نيستند به راحتي اين موج تصنعي را همراهي کنند. جريان فعلي متاسفانه انقلاب و اسلام را تا حدي شناخته است و گمان مي کند کل اسلام همين است و به همين دليل فقط خودشان مي توانند اسلام را زنده نگه دارند و به منزل آخر انقلاب برسانند، اينها همه وهم و خيال است. اين گروه در واقع چون نتوانسته اند به قله برسند قله را پايين کشيدند و مي گويند قله همين جا است که ما ايستاده ايم. اينها دين را خيلي کوچک شمرده اند.

-شما بخش هايي از تفاوت هاي شهيد رجايي با دولت نهم را به نيات آنها ارجاع داديد. اما در عرصه سياسي بيشتر مي توان راجع به نتيجه نيات و انگيزه هاي دروني سياستمداران صحبت کرد و آنچه در عمل اتفاق مي افتد را مورد ارزيابي قرار داد. بر اين اساس چگونه مي توان ثابت کرد نيات دروني شهيد رجايي متفاوت از جريان فعلي است.

بله من هم معتقدم نمي توان نيت خواني کرد اما در عين حال بر اين باورم که تاثير نيات در رفتارها نيز بروز مي کند. نتايج اتفاقات نيز بي ربط به نيات و انگيزه هاي دروني نيست. در واقع همين تفاوت در نيت ها است که باعث مي شود دو نتيجه متفاوت از يک عمل مشترک به وجود آيد. اگر آثار کار مسوولان امروزي متفاوت است، گرفتار ضعف تشخيص هستند. حال چرا تشخيص انسان ضعيف مي شود و متوجه نمي شود کدام سياست قبلي امروز قابل اجرا نيست؟ اين نيز ناشي از ضعف ايمان است. قرآن نيز با صراحت مي گويد اگر کسي ايمان و تقوا نداشته باشد، فرقان نيز از او گرفته مي شود. (ان تتقوالله يجعل لکم فرقاناً) از ديد قرآن، اگر تقوا نباشد، حجاب مي آيد و حجاب نيز نمي گذارد واقعيات و حقايق روشن شود. در اين صورت پيروي از ظن و گمان مي کند و اين باعث مي شود تضاد در رفتار و گفتار، و حتي گفتار و گفتار، ايجاد شود. وليکن عمل صالح نتيجه مطلوب و دلخواه دارد و در مقابل، ريا و دروغ پردازي منجر به ناکارآمدي و شکست خواهد شد.

-نسل سوم بيشتر شاهد ظواهر مشترک شهيد رجايي و دولت نهم است. آيا به اين نسل حق مي دهيد دولت نهم را امتداد خط فکري شهيد رجايي و ريشه مشکلات فعلي را در نوع تفکرات شهيد رجايي بداند و کاستي ها را به پاي او نيز بگذارد؟

خير. حق نمي دهم چون انسان ها مستقل خلق شده اند. اگر اين حرف شما را بپذيريم در واقع انسان ها را کوچک شمرده ايم، انسان ها مستقل و مسوول آفريده شدند و هر کدام بايد با تحقيق و درايت کافي قضاوت کنند. بر اساس وهم و گمان نبايد حرکت کرد، هر حرفي را که اين نسل مي شنود نبايد به راحتي باور يا رد کند. نسل سوم بايد آگاهانه داوري کند و با سعي و تلاش در پي کسب حقيقت باشد. اگر به جوانان حق دهيم که اشتباهات مسوولان فعلي را به پاي شهيد رجايي بگذارند، آنان را کوچک شمرده ايم يعني براي شناخت و فهم آنان ارزشي قائل نشده ايم و همه چيز را به عملکرد مسوولان وابسته کرده ايم. اگر آنها خوب عمل کنند شهيد رجايي خوب مي شود و اگر بد عمل کنند او نيز بد مي شود پس چه جايي مي ماند براي شناخت مستقل نسل سوم از گذشتگان، از جمله شهيد رجايي. البته فراموش نکنيم اينجا جرم کساني که راه ها را پيچيده تر مي سازند و تشخيص را براي مردم دشوارتر مي کنند بسيار بيشتر از مردم عادي است. امام علي(ع) در خطبه ۵۰ نهج البلاغه نيز به اين نکته اشاره مي کنند و در تشريح بروز فتنه ها مي فرمايند هنگامي که حق و باطل به هم مي آميزند، مردم به دنبال حق اند اما از باطل سر درمي آورند. اگر نبود آميختن حق به باطل، نه مردم گمراه مي شدند، نه دشمنان خرده مي گرفتند.
[ موضوع: مصاحبه ها ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 31 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
هاشمي رفسنجاني در اجلاسيه جامعه مدرسين تاکيد کرد؛حکومت زوري، ديني نيست
اعتماد:وقتي زمان استراحت پس از جلسه غيرعلني اجلاس جامعه مدرسين حوزه علميه قم به پايان رسيد، خبرنگاران رسانه ها که با اشتياق در انتظار پوشش خبري مراسم بودند، با پيام جديدي روبه رو شدند که باز هم به آنها اجازه حضور در سالن مدرسه عالي امام خميني(ره) را نمي داد؛ «محمود احمدي نژاد رئيس جمهور کشور در تماس با مسوولان برگزاري اجلاس خواستار عدم حضور خبرنگاران هنگام سخنراني ايشان شد.» با اين پيام خبرنگاراني که موفق نشده بودند در جلسه صبح شرکت کنند، دوباره سالن مراسم را با دلخوري و تعجب ترک کردند و به انتظار جلسه بعدازظهر باقي ماندند تا بتوانند سخنراني اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري و محمود هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه را پوشش دهند، اما اين انتظار هم چندان بي دغدغه نبود، چرا که بعد از سخنان شاهرودي بار ديگر نشست غيرعلني شد و خبرنگاران ناچار شدند تا غروب براي علني شدن دوباره اجلاس صبر کنند. اينچنين بود که ششمين اجلاس جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلاد با موضوع «روحانيت و نظام» براي خبرنگاران روز خوشي نبود. به ويژه اينکه يکي از آنها نيز اجازه حضور در بخش هاي علني اجلاسيه را پيدا نکرد و به ناچار گلايه اش را به صورت مکتوب نزد «محمد يزدي» دبير جامعه مدرسين برد. «فريد مدرسي» در نامه يي به يزدي نوشت؛ «صبح روز پنجشنبه بنابر تصميم شما و اعضاي جامعه مدرسين قرار بر اين بود که خبرنگاران در ششمين اجلاسيه اين تشکل در قم حضور يابند و اين اجلاسيه به صورت علني برگزار شود که فضاي اين اجلاسيه هم براي خبرنگاران صدا و سيما و خبرگزاري ها و رسانه هاي محلي مهيا شده بود. بنده براي حضور در اين مراسم که با حضور علماي بلاد و مسوولان رده اول نظام برگزار مي شد، به عنوان خبرنگار با طي تمامي مراحل اداري آن (ارسال عکس و معرفينامه)، ساعات اوليه صبح از تهران به قم آمدم و در کمال ناباوري از حذف نام خود از ليست خبرنگاران روبه رو شدم. مسوولان مربوطه بدون هيچ توجيهي، بنده را از پوشش خبري اين اجلاسيه منع کردند. چگونه خبرنگاري که به عنوان نمونه، در گذشته نيز از تهران به کرمانشاه مي رود و آن جلسه را پوشش مي دهد و طي اين ايام نيز با برخي از اعضاي جامعه مدرسين آشنايي و ارتباط مطبوعاتي دارد، بدون هيچ ادله يي اين گونه با او برخورد مي شود؟ آيا اين رفتار به معناي بي حرمتي به مقام خبرنگاري نيست؟ بنده نهايت اعتراض خود را از اين اقدام به حضرتعالي و تشکل متبوع تان اعلام مي کنم و خواستار پيگيري و برخورد با عاملان و آمران اين تصميم نادرست و توهين کنندگان به جايگاه خبرنگار هستم. اميدوارم که پاسخ حضرتعالي تمامي زواياي اين اقدام نامناسب را روشن کند.»اما به رغم اين مشکلات، سخنرانان مدعو همايش، اظهارات قابل توجهي درباره موضوع اجلاس ايراد کردند. چنان که «اکبر هاشمي رفسنجاني» رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هشدار داد که «با زور و کودتا نمي توان حکومت کرد.» رئيس مجلس خبرگان رهبري که درباره نقش مردم در تشکيل نظام جمهوري اسلامي سخن مي گفت، خطاب به حاضران گفت؛ «شايد برخي از شما در جلسات فقهي خود بگوييد که حکومت حق علماست. ولي من به شما مي گويم اگر مردم نباشند، اين حق عملي نمي شود و هيچ وقت اين گونه نبوده که روحانيت به زور بخواهد اين کار را انجام دهد. در دين نيز اين پذيرفته نيست. اگر حکومت زوري باشد، ديني نيست.» به گزارش ايسنا وي افزود؛ اگر فکر کنيم با زور و کودتا مي شود حکومت کرد بايد دانست که اين با اسلام سازگار نيست، چرا که ما با عقيده مردم کار داريم و اگر نتوانيم کاري انجام دهيم که مردم با اراده و اخلاص ديني فعاليت کنند، در واقع کاري نکرده ايم. ما در واقع با اختيار و قبول مردم سر و کار داريم و بايد سعي کنيم اين اصل در نظام ما حفظ شود و بايد توجه داشت که دين اسلام با زور سازگار نيست. وي با بيان اينکه اين حکومت، زاييده روحانيت است، گفت؛ کار بزرگ ما اين است که آن استراتژي را که در پيروزي انقلاب موثر بود، حفظ کنيم. هاشمي رفسنجاني در قسمت ديگري از سخنانش بر اهميت «فقه سازي در مورد مسائل جديد» تاکيد کرد. هاشمي رفسنجاني با بيان اينکه روحانيت وظايف مهمي را در زمان جديد با توجه به تشکيل جمهوري اسلامي برعهده دارد، گفت؛ «اين وظايف و توقعات بعضاً به خوبي انجام نشده است.» رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به اهميت فقه سياسي اشاره کرد و افزود؛ «توجه به فقه سياسي با توجه به شرايط جديد در حوزه ها يک ضرورت اجتناب ناپذير است. ما در حال حاضر با مسائل جديدي مانند روابط بين الملل، محيط زيست، بحث حضور در کرات آسماني و بسياري ديگر از امور که در عرصه بين المللي مطرح است، مواجهيم که روحانيت بايد در مورد آنها با استفاده از ابزارهاي موجود، فقه سازي کند و وارد عرصه شود؛ در واقع بايد گفت ما بايد در مورد مسائل جديد فقه سازي کنيم.»



هاشمي رفسنجاني موضوع سوم سخنانش را به ارائه گزارشي از سفرش به عربستان اختصاص داد؛ سفري که به گفته وي ابتدا بنا بر انجامش نداشت ولي با اصرار آيت الله تسخيري و ديگر دوستان در اجلاس شرکت کرد. هاشمي رفسنجاني همچنين گفت؛ «قبل از اينکه به اين سفر برويم نامه يي از وزارت خارجه به دست ما رسيد که در آن آمده بود در شوراي عالي امنيت ملي بحث و گفته شده از اين سفر تاريخي به عربستان براي حل برخي مسائل استفاده شود.» رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد؛ «من با ملک عبدالله دو جلسه طولاني صحبت کردم و قرار شد جلسات مشترکي با حضور کارشناسان دو کشور تشکيل شود و طي آنها درباره مسائل دوجانبه، مساله عراق، افغانستان، لبنان و مسائل جهان اسلام بحث و گفت وگو شود که البته مسوولان مربوطه بايد اين مساله را پيگيري کنند. من نتايج اين سفر را به مقام معظم رهبري ارائه و آقايان مسوول را نيز در جريان نتايج آن قرار دادم. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پايان سخنانش بار ديگر تاکيد کرد؛ «انتظارمان از حوزه و مراجع اين است که فقه سياسي را با مباني امروزي احيا کنند و اين کار بزرگي است که بايد انجام شود. وگرنه کارها به صورت سليقه يي پيش مي رود.»

تاکيد بر اصلاح نظام اقتصادي

آيت الله «محمود هاشمي شاهرودي» ديگر سخنران اجلاسيه بود که به جز موضوع «حوزه، روحانيت و انتظارات»، به دليل قرار داشتن در آستانه هفته قوه قضائيه گزارشي از اصلاحات اين قوه ارائه کرد. وي با اشاره به اينکه نظام اقتصادي کشور، امکان فساد را فراهم مي کند، گفت؛ «کشورهاي دنيا براي جلوگيري از مفاسد اقتصادي يا سيستم خود را آنقدر دولتي نمي کنند يا اگر سيستم شان را دولتي کردند، نظارت هاي خاص خود را بر آن دارند و دادن مجوزها را سيستمي و الکترونيکي کرده اند اما در نظام اقتصادي ما که بخش عمده آن دولتي است، دادن اجازه براي کارهاي اقتصادي دست افراد است و بايد افراد اجازه آن کار را بدهند و ممکن است افراد از اين موقعيتي که دارند، سوءاستفاده کنند.» وي با تاکيد بر اينکه نظام اقتصادي ما بايد اصلاح شود و از زمينه هاي وقوع مفاسد اقتصادي جلوگيري شود، اظهار داشت؛ مجلس، دولت و قوه قضائيه به دنبال اين هستند که اين اتفاق انجام شود و جلسات مشترکي تاکنون گذاشته اند. وي در بخشي ديگر از صحبت هاي خود در مورد مفاسد اقتصادي گفت؛ «مفاسد اقتصادي در کشور را خيلي در بوق و کرنا کرده اند، قطعاً مفاسد اقتصادي هست و بوده است و برخورد قاطع نياز دارد و ما شاهد اين برخوردهاي قاطع بوده و هستيم.» رئيس قوه قضائيه گفت؛ «استفاده ابزاري و شعاري از مبارزه با مفاسد اقتصادي باعث ضربه زدن به مبارزه درست و دقيق با اين مساله مي شود. وي همچنين «نظام قضايي» را بسيار «افتخارآميز» ارزيابي کرد. بعد از سخنراني هاشمي شاهرودي، قرار بود علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي سخنراني کند که به علت بيماري دخترش در اين جلسه شرکت نکرد. مرتضي مقتدايي نايب رئيس اول جامعه مدرسين حوزه علميه قم که رياست اين جلسه را بر عهده داشت، در مورد عدم حضور لاريجاني در اين جلسه گفت؛ «مراسم امروز همزمان شده با شيمي درماني دختر دکتر لاريجاني که داراي سرطان خون شده است و ايشان به اين علت نتوانستند در اين جلسه حضور پيدا کنند و کمال عذرخواهي را کردند.» حسن ختام اجلاس، قرائت بيانيه پاياني بود که در 6 بند ارائه شد. در اين بيانيه که توسط آيت الله مقتدايي خوانده شد، شرکت کنندگان در اجلاسيه «ضمن حمايت همه جانبه از حقوق هسته يي ملت ايران، مسوولان و دولتمردان را به اهتمام همه جانبه به همدلي و رفع مشکلات اقتصادي و معيشتي مردم توصيه اکيد» کردند. همچنين آنها تاکيد کردند که «از اوجب واجبات است متوليان ديني و فرهنگي جامعه ضمن توجه به خطرهاي موجود، بر ارتباط صحيح با نسل نوپا، همت گماشته و همواره در اين جهاد اکبر آنان را ياري کنند و پاسخگوي پرسش هايي باشند که برخاسته از اذهان جست وجوگر آنان است.» در اين بيانيه تاکيد شد؛ جامعه مدرسين و علماي محترم بلاد، در ششمين نشست مشترک خود به ضرورت «تعامل روحانيت با نظام» و بازشناسي خلاء هاي ارتباطي و ارتقاي نقش روحانيت در کارآمدي نظام اسلامي و تجديد مهندسي روحانيت و نظام متناسب با دهه چهارم انقلاب و مباحث پيراموني آن پرداخت.
[ موضوع: مطالب کشوری ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 18 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
خوش‌چهره: دولت در فضایی تبلیغاتی عملکرد خود را توجیه می‌کند
آفتاب-طاهره کاظمی: محمد خوش‌چهره گفت: ‌«جواب ادعاهای احمدی‌نژاد را باید کارشناسان منصف و آکادمیک بدهند نه دستگاه‌ اجرایی».

محمد خوش‌چهره، نماینده سابق تهران در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس اقتصاد و صنعت آفتاب افزود: «دستگاه‌ اجرایی در هر دوره‌ای با ضریبی، تلاش در جهت موفق نشان دادن خود داشته‌ است».

وی افزود: « قضاوت‌های بیرونی است که نشان می‌دهد چقدر از حرف‌ها درست است و بعد هم ادعاها موقعی مبنای قضاوت دارد که با شاخص و ملاک همراه باشد وگرنه کلی‌گویی همیشه نتیجه انحرافی دارد».

خوش‌چهره با اشاره به متغیرهای کلانی مثل اشتغال، سرمایه‌گذاری، قدرت خرید و شاخص‌های نحوه توزیع ثروت و درآمد در جامعه به عنوان شاخص‌های شناخته شده رشد اقتصادی یادآور شد: «در مورد عدالت شاخص نحوه توزیع ثروت و درآمد از جمله ضریب جینی، باید توسط دولت مطرح شود».

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: «برای ارائه قضاوت درست، باید نتایج مستقلی که توسط محافل آکادمیک و دانشگاهی به خصوص چهره‌های مستقل و مصلح انجام شده را کنار هم گذاشت که آن وقت می‌توان قضاوت درستی داشت».

وی با بیان اینکه قبل از پرداختن به صحت و سقم اطلاعات ارائه شده، باید به شیوه دستیابی به آن اطلاعات پرداخت، گفت: «دولت در یک فضای تبلیغاتی سعی می‌کند به توجیه و ارزیابی عملکردش مخصوصا توسط دستگاه اجرایی بپردازد و هیچ مبنای مقایسه‌ای را در کنار آن قرار نمی‌دهد».

خوش‌چهره با تاکید بر اینکه «داشتن معیار و ملاک، مستلزم پیشرفت است»، اظهار داشت: «همه شرایطی که برای بهبود گفته می‌شود که امیدواریم اینگونه باشد، مستلزم معیار و ملاک است که متاسفانه کمتر شاهد آن بودیم، مخصوصا در مورد محوری بودن شعار عدالت برای دولت».

وی افزود: «در شاخص‌های اقتصادی تعیین‌کننده عدالت مثل قدرت خرید، نحوه توزیع ثروت و درآمد، کاهش فقر، کاهش شکاف طبقاتی و متغییرهای کلانی مثل کاهش بیکاری، تفاوت‌ معنی‌داری بین آنچه دستگاه‌اجرایی می‌گویند با تحقیقات مستقلی که انجام می‌شود وجود دارد».

نماینده تهران در مجلس هفتم درباره سخنان احمدی‌نژاد در جمع دانشجویان مبنی پیش‌بینی کمبود مواد ضروری روزمره مردم و تشکیل جلسه‌ای با سران مجلس گفت: «این حرف نشان دهنده این است که کارمنطقی صورت نگرفته بود».

خوش‌چهره با بیان اینکه «تعامل با مجلس در رای مجلس نشان داده می‌شود»، افزود: «اگر ایشان می‌گوید با مجلس صحبت کردم، حرف زدن با یکی دو نفر که بیشتر بازیگردان مجلس هستند، مبانی تعامل با مجلس نیست».

وی با تاکید بر عدم اطلاع خود و دکتر سبحانی از چنین فضایی که دولت یاد می‌کند، پرسید: «دولت مشخص کند، منظورش از اقتصاددانان و چهره‌های تاثیرگذار مجلس چه کسانی است؟ من همین جا اعلام می‌کنم که از تعامل دولت با مجلس هفتم در زمینه پیش‌بینی مشکلات جهانی اقتصاد و تاثیرات احتمالی آن بر اقتصاد کشورمان پیش از بروز معضلات کنونی، خبری ندارم و اثرگذاران اقتصادی مجلس هم بر این باورند که چنین فضایی وجود نداشته است».
[ موضوع: خبرها ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 20 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران بيش از چهار هزار عضو دارد؛انحلال مهم ترين تشکل صنفي ايران
اعتماد:يکي از بزرگ ترين تشکل هاي صنفي و کارگري ايران، ديروز منحل اعلام شد. انحلال انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با داشتن چهار هزار عضو روزنامه نگار ايراني در شرايطي اتفاق افتاد که سه روز قبل از آن اين انجمن طي نامه يي به اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي وزارت کار، آمادگي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران را براي برگزاري مجمع عمومي فوق العاده نوبت اول براي 17 مرداد و همزمان با روز خبرنگار، در راستاي اجراي حکم ديوان عدالت اداري اعلام کرده بود. اما روز گذشته وزارت کار پس از گذشت سه روز، در پاسخ به درخواست انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، طي نامه يي که به صورت نمابر به دفتر انجمن ارسال شده بود، اعلام کرد؛ «نظر به صدور راي قطعي صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت اداري طي دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبني بر رد شکايت انجمن صنفي با پايان اعتبار اعضاي هيات مديره انجمن صنفي در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانوني با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه آن انجمن واجد شرايط انحلال است. لذا اجراي ماده 39 اساسنامه از سوي آن انجمن مورد انتظار خواهد بود. با توجه به مقررات آمره موجود وزارت کار و امور اجتماعي از شناسايي آن انجمن و معتبر تلقي کردن کليه فعاليت هاي آن در چارچوب آيين نامه و مقررات تشکل هاي صنفي معذور است.» با اين حال دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران از طرح شکايت دوباره اين انجمن در ديوان عدالت اداري خبر مي دهد و خواستار ابطال نمابر ارسالي به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران شده است.بدرالسادات مفيدي دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران اين اقدام وزارت کار را غيرقانوني و متاثر از يک اراده سياسي دانسته و با دعوت از همکاران مطبوعاتي و اعضاي اين تشکل صنفي در روز شنبه براي اتخاذ اقدام در اين رابطه، تاکيد دارد اتفاقي که براي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران رخ داده بي ارتباط با انتخابات انجمن و ترکيب هيات مديره در دوره قبل نيست. طبق شواهد، اين تمايل از سوي مسوولان وجود داشت تا در ترکيب هيات مديره انجمن، نفوذي وجود داشته باشد. اما در مدت سه سال گذشته اين انجمن همواره موفق شده بود ترکيب صنفي خود را به دور از همه حاشيه هاي سياسي حفظ کند. به گفته دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در مدت اين سه سال، وزارت کار به جاي برطرف کردن مشکلات پيش آمده در اين انجمن، به اشکال تراشي پرداخت تا آنجا که حکم ديوان عدالت اداري را که تاکيد بر اصلاح اساسنامه داشت، تفسير به راي کرد. اين اقدام از سوي وزارت کار در حالي مورد ارزيابي قرار مي گيرد که وزير کار در آخرين اجلاس جهاني کار در ژنو به صراحت از آزادي هاي انجمن ها و سنديکا ها در ايران حمايت کرده و بر اجراي مقاوله نامه هاي کارگري 87 و 98 که مرتبط با آزادي هاي صنفي است، تاکيد کرده بود. اما در مقابل زماني که ديوان عدالت اداري در تاريخ

14فروردين امسال حکم صادر کرد تا انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در اولين فرصت مجمع فوق العاده خود را براي تغيير اساسنامه برگزار کند، اين انجمن...





به فاصله سه روز بعد آمادگي خود را براي برگزاري اين مجمع به وزارت کار اعلام کرد که در اين چند ماه هيچ پاسخي دريافت نشد. پيگيري اين ماجرا از سوي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با ارسال سه نامه ادامه داشت که آخرين آن در تاريخ اول تيرماه و خطاب به نبي الله بابايي نژاد مدير کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي وزارت کار بود که اين اداره کل به جاي پاسخگويي به درخواست اين انجمن براي برگزاري مجمع فوق العاده و سالانه در تاريخ 17 مرداد و به مناسبت روز خبرنگار در يک اقدام غيرقانوني و با تفسير اشتباه حکم ديوان عدالت اداري، بزرگ ترين تشکيلات صنفي ايران را با داشتن چهار هزار عضو منحل اعلام کرد. با اعلام خبر انحلال، رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در نامه يي خطاب به وزير کار با تشريح شمار نامه هايي که اين انجمن براي وزارت کار و شخص وزير کار ارسال کرده است، تاکيد کرد؛ «پيرو نامه هاي ارسال شده مبني بر تمکين اين انجمن به راي ديوان عدالت اداري درباره رد ابطال نامه هاي اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي و اعلام آمادگي براي برگزاري مجمع فوق العاده براي اصلاح اساسنامه و مجمع عمومي عادي سالانه براي انتخاب هيات مديره و بازرسان، با کمال تعجب و به رغم همه گونه تعامل مثبت و سازنده اين انجمن با مسوولان وزارت کار، از سوي مديرکل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي نامه يي ارسال شده که اين انجمن را واجد شرايط انحلال مي داند.»رجبعلي مزروعي در ادامه اين نامه، خطاب به وزير کار، سخنان او را در اجلاس سازمان بين المللي کار درباره آزادي هاي صنفي و سنديکايي کارگري يادآور شد و ادامه داد؛ «دريافت چنين نامه يي در مورد انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران که قدمتي يازده ساله دارد براي هيات مديره انجمن قابل فهم و هضم در انطباق با قوانين و مقررات جاري و مقاوله نامه هاي بين المللي کار و نوع رويکرد آن وزارتخانه نسبت به فعاليت هاي صنفي کارگري نيست و آن را فاقد وجاهت قانوني مي دانيم.» در ادامه اين نامه تاکيد شده است؛ از آنجا که اين انجمن برداشت اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي از راي ديوان را نادرست مي داند و معناي راي ديوان جز ابقاي نامه هاي اد اره کل مبني بر برگزاري مجامع عمومي فوق العاده و عادي براي اصلاح اساسنامه و انتخابات هيات مديره و بازرسان نيست، لذا اين انجمن مجدداً به طرح شکايت در ديوان عدالت اداري اقدام کرده و خواستار ابطال نمابر واصله به انجمن خواهد شد. همچنان که در نامه هاي قبلي خطاب به جنابعالي و مديرکل محترم سازمان هاي کارگري و کارفرمايي اعلام کرده ايم هيات مديره انجمن آمادگي خود را جهت هرگونه تعامل و همکاري با آن وزارتخانه جهت ادامه فعاليت هاي قانوني انجمن اعلام داشته و مي دارد و انتظار مي رود همکاران شما در وزارت کار به جاي آنکه دنبال انحلال انجمن باشند، ادامه فعاليت آن را در انطباق با قوانين و مقررات جاري پيگيري کنند همکاران شما در اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي خود مي توانند متولي دعوت و برگزاري مجامع عمومي فوق العاده و عادي انجمن براي اصلاح اساسنامه و انتخابات هيات مديره و بازرسان جديد شوند و نشان دهند موافق و پشتيبان فعاليت هاي صنفي و پايبند به قواعد جاري و راي و نظر اعضاي انجمن هستند، در غير اين صورت تصميم به انحلال را بايد به گونه يي ديگر تفسير و تعبير کرد. در بخش ديگري از اين نامه آمده است؛ ماده 4 مقاوله نامه 87 سازمان بين المللي کار صراحت دارد؛ «سازمان هاي کارگران و کارفرمايان را نمي توان از طريق اداري منحل يا توقيف کرد.» چرا که مشروعيت نهادهاي صنفي و مدني در درجه اول برآمده از راي و نظر اعضاي آن نهاد است و پس از آن به ديگر قوانين و مقررات جاري استناد مي شود. به رغم اعلام نظر اداره کل سازمان هاي کارگري و کارفرمايي مبني بر «واجد شرايط انحلال بودن انجمن»، تاکنون از سوي هيچ يک از اعضاي انجمن درباره فعاليت هاي جاري انجمن و هيات مديره اعلام شکايت نشده است. ماده 14 اساسنامه انجمن هم صراحت دارد؛ «در صورت استنکاف هيات مديره از دعوت مجمع عمومي، بازرس يا بازرسان مي توانند راساً نسبت به دعوت مجمع عمومي اقدام کنند. همچنين در صورت خودداري بازرسان از دعوت مجمع عمومي (حداکثر دو ماه پس از پايان مهلت هيات مديره)، يک سوم از اعضا مي توانند نسبت به دعوت مجمع عمومي اقدام کنند.» و در تبصره 1 ماده 28 اساسنامه نيز آمده است؛ «چنانچه حداکثر شش ماه پس از پايان دوره به هر علتي تجديد انتخابات صورت نگرفته باشد، بازرسان مکلفند تقاضاي مجمع عمومي فوق العاده کنند.» هرچند هيات مديره انجمن تاکنون هرگز استنکافي از دعوت و برگزاري مجمع عمومي نداشته است اما اين حق همواره براي بازرسان و اعضاي انجمن محفوظ بوده که در صورت عدم موافقت با فعاليت انجمن و هيات مديره درخواست برگزاري مجمع عمومي و انتخابات نمايند و چون چنين درخواستي تاکنون از سوي اعضا وجود نداشته است، طبعاً ادامه فعاليت انجمن از نظر آنها مشروع و قانوني بوده و هرگز نمي تواند مصداق «واجد شرايط انحلال بودن» باشد و با استناد به ماده 4 مقاوله نامه 87 سازمان بين المللي کار تصميم به انحلال انجمن منوط به راي اکثريت اعضاي انجمن در مجمع عمومي است و اعلام آن از طريق اداري فاقد وجاهت حقوقي است. اعتراض انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در حالي ادامه دارد که در سايت اين انجمن نامه هاي ارسالي به وزارت کار موجود است. همچنين مقرر شده همکاران مطبوعاتي روز شنبه ساعت 11 در دفتر انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران جمع شوند و رئيس و دبير انجمن پاسخگوي سوالات مرتبط در اين باره باشند.
[ موضوع: مطالب کشوری ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 11 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
پديده پاليزدار
نويسنده : سعيدشيركوند
اعتماد:سخنان غيراصولي و غيرمستند آقاي عباس پاليزدار که تحت عنوان افشاگري در بسياري از سايت ها و خبرگزاري ها مورد استقبال قرار گرفته و موافقان دولت نهم را ناگزير از موضع گيري در مقابل آن کرده است، درو کردن توفاني است که بادهاي آن را خود دولت نهم کاشته است. اينجانب در مقام آن نيستم که موارد مطرح شده توسط آقاي پاليزدار را ارزيابي و درخصوص درستي يا نادرستي آن قضاوت کنم، اما توجه به چند نکته در اين باره ضروري است.

1- آقاي پاليزدار از نظر فکري و تشکيلاتي چه از همفکران و همراهان دولت باشند يا نباشند(که بنا به اطلاعات شخصي بنده هستند) به راهي رفته است که دولت نهم و رئيس محترم آن آغاز کرده و رفته اند. در حالي که آقاي احمدي نژاد پس از 5/2 سال از رسيدن به قدرت با تسلط کامل بر کليه سازمان ها، نهادها و وزارتخانه ها به گونه يي که قادر به کشف و مستندسازي کليه تخلفات، سوءاستفاده هاي مالي، مفاسد اقتصادي و معرفي کشفيات و مستندات خود به دستگاه قضايي و پس از اثبات جرم در دادگاه صالحه قضايي، به جامعه است همچنان چون يک اپوزيسيون دولت کليه سازمان ها، نهادها و موسسات زيرمجموعه خود را متهم به فساد مي کند چرا امثال آقاي پاليزدار از چنين روشي استفاده نکند؟ جز آن است که ايشان نيز همان راه را رفته اند؟

2- اين چه جفايي بوده است که تاکنون در حق مديران و خدمتگزاراني که طي 16 سال به اين ملت و در نگاهي کلان تر به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي کرده اند که بدون ارائه مدرک مستند و رسيدگي در يک دادگاه صالحه و بدون امکان دفاع از خود، يکطرفه و مدام به فساد، چپاول و سوءاستفاده از سوي دولت نهم متهم مي شوند و رئيس دولت نهم نيز دائم افراد را متهم مي کند و کک کسي هم نمي گزيده است اما اکنون که شوري آن از حد گذشته است همفکران دولت نهم به اعتراض برخاسته اند. هرگز نشنيده اند که وقتي ملک از باغ رعيت بي اجازه سيبي برمي کند چرا غلامان درخت از بيخ بن بر نکنند و هر کسي به راست يا دروغ، بدون ضابطه و مسووليت پذيري مشخص هر چه مي خواهد به زبان نياورد و آبرو و حيثيت افراد را به ناحق و بي نياز از رسيدگي در دادگاه صالحه هتک نکند؟ اگر قرار است با اين پديده مقابله شود بايد اساسي و بنيادي مورد توجه قرار گيرد.

3- بيش از 5/2 سال از روي کار آمدن دولتي که مدعي ريشه کن کردن مفاسد اقتصادي و مبارزه با مفسدان اقتصادي است و معرفي تمامي دولتمردان گذشته به عنوان مصاديق بارز اين مفاسد مي گذرد. طي اين مدت خوشبختانه هيچ يک از مسوولان رده اول کشور در دوران اصلاحات مستدلاً و مستنداً در دادگاه صالحه به فساد اقتصادي محکوم نشدند. اين مساله علاوه بر آنکه سند اقتصادي براي دولت آقاي خاتمي محسوب مي شود اين سوال اساسي را طرح مي کند که چه کسي مسوول دفاع از آبرو و حرمت و اعاده حيثيت به چالش کشيده شده اين خدمتگزاران صديق کشور از اتهام زنندگان خواهد بود؟ آيا براي جبران تاکنون کسي مورد بازخواست قرار گرفته است؟

4- نکته مهم ديگري که مي تواند بر نگراني هاي پيرامون بحث مفاسد اقتصادي دامن زند تداوم و روند رو به رشد و بي ضابطه اين اتهام زني ها است. ادامه اين روند سبب ريزش قبح فساد مي شود و انجام فساد را اپيدمي مي کند آنگاه جواز لازم براي صاحب منصبان و ذي نفوذان براي انجام فساد به دست مي دهد. بر همين مبنا است که اشاعه فحشا از خود فحشا قبيح تر معرفي شده است زيرا کساني که درصدد اشاعه فحشا برمي آيند، مي خواهند جواز فحشا براي فعاليت هاي مفسدانه خود کسب کنند. اگر چنين نيست، چرا در اين زمان که رئيس محترم دولت نتوانسته اند اصولي و عالمانه مدعيات خود را ثابت کنند عده يي همچنان بر اين طبل مي کوبند؟

5- مبارزه با مفاسد اقتصادي خواستي شرعي، عقلي و عرفي است و براي برقراري روابط و مناسبات سالم اقتصادي ضرورتي اجتناب ناپذير دارد. لذا کشوري که بخواهد از اقتصادي رو به رشد و توانمند برخوردار باشد، صرف نظر از جنبه هاي انساني و اخلاقي بايد ضرورتاً با مفاسد اقتصادي مبارزه کند. در اين بين اما نکته بسيار مهم آن است که انجام چنين امر مهمي مستلزم به کارگيري روش ها و ابزارهاي مناسب خود است. در غير اين صورت نتيجه حاصل عکس آن مي شود که مطلوب است. کساني که دلسوزانه دولت را از اتخاذ روش هاي نامناسب پرهيز مي دهند هوادار مفاسد و مفسدان نيستند و نمي خواهند دولت را از مبارزه با مفاسد و مفسدان بازدارند بلکه همه سخن آنان اين است که مبارزه نامجهز به روش ها و ابزار مناسب، کورمالي هدف و صرفاً شعاري نه تنها به کاهش ميزان مفاسد نمي انجامد بلکه زيان هاي ديگري را نيز براي اقتصاد کشور به بار خواهد آورد که به چند مورد اشاره مي شود. اول آنکه همان طور که رفت با ريختن قبح فساد انجام فساد اقتصادي امري عمومي و همگاني جلوه مي کند، دوم اينکه بسياري از مفسدان نيز براي فرار از قانون و دادگاه صالحه در پوشش علمداري مبارزه با مفاسد، با فرافکني حتي بسياري از افراد سالم را نيز به فساد متهم مي کنند، سوم امنيت لازم براي صاحبان سرمايه از ميان مي رود يعني چنين جلوه مي کند که هر کس از ثروت برخوردار است لزوماً به فساد نيز آلوده است.

6- نکته آخر اينکه مبارزه با مفاسد اقتصادي در کشورهاي توسعه يافته موضوعي تجربه شده است که با به کارگيري روش هاي عالمانه و بهره گيري از ابزارهاي مناسب پاسخ مثبت داده است. اگر دولت قلباً و از سر دلسوزي مايل به مبارزه با مفاسد است کافي است با استفاده از روش هاي علمي و با تکيه بر تجربيات موجود و اسناد مثبت و محکمه پسند براي متهمان پرونده تشکيل داده، پس از تکميل پرونده بدون هيجان آنها را به دادگاه صالحه معرفي کرده پس از اثبات جرم از طريق رسانه هاي ارتباط جمعي به مردم معرفي کند.هرچند در مقاطعي اين گونه جوسازي ها و هياهوها بر سر مبارزه با مفاسد اقتصادي بارقه اميدي را در دل مردم روشن کرده است اما هم اکنون به دليل فقدان چارچوب شناخته شده و پرداختن غيرمستدل به چند مورد اين بارقه اميد نيز رو به خاموشي است و نتيجه اين امر زيان ديدن اقتصاد کشور و سرمايه اجتماعي آن، يعني اميد و اعتماد مردم به اصلاح امور اقتصادي است.
[ موضوع: مقالات ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 10 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
دولت و حريم امنيت اخلاقي مردم
نويسنده : احمد پورنجاتی
اعتماد:هر نظام سياسي، صرف نظر از نام و شعار و داعيه و مسلک و آيين، در برابر مردم مسووليت هايي دارد که به هيچ عذر و بهانه يي قابل ناديده انگاشتن و کوتاه آمدن نيست. در جهان امروز، اين تنها نظام هاي دموکراتيک نيستند که به اقتضاي ماهيت مشروع و موجه و مردمي و نيز به استناد مهم ترين اصول پذيرفته شده خويش يعني رعايت حقوق بشر و عدالت و آزادي و حاکميت قانون، در برابر مردم مسووليت هايي دارند که بايد پاسخگوي آنها باشند، بلکه حتي نظام هاي برخاسته از کودتا، استبدادي و حتي اشغالگران نظامي نيز فارغ از مباني نامشروع و غيرحقوقي موجوديت آنان، وظيفه دارند نسبت به حداقل هاي حقوق مردم پاسخگو باشند.

برقراري و صيانت از «امنيت عمومي» شامل امنيت مال و جان و نواميس مردم يکي از ابتدايي ترين مسووليت هاي هر نظام سياسي است.

حال اگر يک نظام سياسي يا حکومت که به دليل داعيه هاي اعتقادي و فرهنگي و اخلاقي، همواره فراتر و برجسته تر از نظام هاي عرفي، بر رعايت و حمايت از اين گونه حقوق عمومي تاکيد و پافشاري کرده و حتي ديگر نظام هاي سياسي جهان را به دليل کم اعتنايي به اين موارد، به چالش کشيده، خود در درون، دست به گريبان نمونه هاي تکرار شونده يي از تخطي و ناديده انگاري آنها به ويژه از سوي برخي متوليان و کارگزاران حکومتي شد، چه بايد کرد؟، همه مي دانند که جمهوري اسلامي ايران از آغاز تشکيل تاکنون همواره به مثابه يکي از مهم ترين ويژگي هاي ايدئولوژيک خود بر موضوع «امنيت اخلاقي و عفت عمومي» پافشاري کرده و براي پياده کردن هدف ها و برنامه هاي مورد نظر خود در اين زمينه، شيوه ها و ابزارها و سرمايه هاي گوناگون و فراواني را نيز به خدمت گرفته است.

مساله محدود به نوع پوشش بانوان و چگونگي اختلاط زن و مرد در اماکن عمومي و ضوابط بهره مندي مردم از پارک ها و نمايشگاه ها و سينماها و تماشاخانه ها و کنسرت ها نبوده است. به طور کلي نظام جمهوري اسلامي ايران خود را موظف دانسته و مي داند که به عنوان يک ماموريت اعتقادي با زمينه ها و عوامل فحشا و فساد اخلاقي مبارزه کند و براي مردم ايران، فضاي سرشار از «امنيت اخلاقي» فراهم سازد.هر دولتي هم، با هر گرايش سياسي و نگرش فرهنگي، بر سر کار آمده و نيز هر خط فکري و سياسي که اکثريت مجلس را به کف آورده و هر فرمانده و مسوولي که متصدي اداره نيروي انتظامي شده، کم يا بيش، به لحن لطيف يا اندکي زمخت، به مثابه يک اولويت يا به عنوان يک برنامه عادي، با بهره گيري از شيوه هاي بگير و ببند و گسيل انواع «گشت و کنترل» يا به گونه يي نرم افزارمآب و به اصطلاح فرهنگي، همه و همه بر اصل اين مسووليت، يعني «صيانت از امنيت اخلاقي» جامعه اشتراک و وحدت نظر داشته اند. به اين ترتيب مي توانيم نتيجه بگيريم که؛ اين نظام و هر دولتي که مسوول اداره امور آن است، به عنوان يک مزيت نسبي در مقايسه با ديگر نظام ها و به مثابه يک تعهد تخطي ناپذير حقوقي در برابر مردم، بي هيچ منت و حرف و حديث، وظيفه دارد پاسخگوي «امنيت اخلاقي» مردم باشد و در برابر هر عامل اخلال کننده اين «حق اجتماعي» ساکت ننشيند و واکنش جدي و مناسب نشان دهد.

مگر نه اين است که هر کس را به «داعيه هايش» در مقام عمل، محک بايد زد؟

ما گفته ايم که مي خواهيم جامعه يي پاکيزه، سرشار از عفت و اخلاق و پاکدامني ايجاد کنيم، دشمن اشاعه فحشا هستيم، در برابر ابتذال و رذالت اخلاقي، خواب از ديدگان مان ربوده مي شود. مگر نگفته ايم؟، از همه مهم تر و جذاب تر، در سه سال گذشته، به برکت آن انتخابات دوره نهم رياست جمهوري که «نهضت سوم تير 84» ناميده اندش، سايه سنگين دولتي را بر فراز سر داريم که از آغاز، خود را «دولت اسلامي» معرفي کرده و بيش از همه دولت هاي پيشين، ظاهرالصلاح و مبادي آداب و احکام شرعي است و خود را مامور اجراي آنها و گسترش فضيلت هاي اخلاقي و حفظ عفت عمومي مي داند. هر فصل، طرحي نو براي امنيت اجتماعي و مبارزه با ابتذال و فحشا درمي افکند و با بسيج نيروها و امکانات انتظامي و انضباطي و انقلابي و رسانه يي نويد «امنيت اخلاقي» مي دهد.

حال در چنين شرايطي، سرشار از داعيه و وعده و شعار و عمليات، اگر ناگهان گرفتار پي درپي بدبياري و اتفاق هاي شرم آور شويم، اگر تعدي و تجاوز به حريم اخلاقي مردم، نه از سوي مردم کوچه و بازار و نه از سوي زنان بدحجاب که به فرموده گهربار، امام جمعه موقت مشهد، ماموران دشمن اند، بلکه به مباشرت برخي متوليان و کارگزاران در همين «دولت اسلامي» رخ داد، چه خاکي بايد بر سرمان بپاشيم؟،

آن وقت ها، در آن گذشته دور، چيزي حدود چهارده قرن پيش، روزي و روزگاري، کسي را سراغ داريم که خليفه مسلمين بود، امير مومنان بود، نام بلندش، علي(ع) بود و نام حکومت اش اسلامي بود. آن گاه که باخبر شد به يک زن غيرمسلمان بي حرمتي شده، چنان برآشفت و آشکارا، نه در خلوت اتاق هاي حکومت يا در فلان جلسه مسوولان و کابينه و شوراي فلان، بلکه بر فراز منبر يعني مهم ترين رسانه رسمي نظام، اظهار داشت که؛ به خاطر چنين ستمي که بر يک زن غيرمسلمان روا داشته اند، اگر کسي از غصه بميرد، سزاوار سرزنش نيست.

البته نه هيچ مامور حکومت به شرافت حريم و ناموس آن زن غيرمسلمان تجاوز کرده بود و نه چنين قصدي را داشت. بلکه تنها با زور «پايبند زينتي» او را گرفته بودند.

اينک، من مي گويم، آرزوي مرگ از غصه تجاوز فلان مامور حکومتي به حريم ناموس مردم، پيشکش، برآشفتن و گريبان دريدن و از خود بي خود شدن، نه، اما آيا نبايد رئيس يک دولت که خود را خادم اسلام و نوکر مردم معرفي مي کند و وعده حل مشکلات جهان را سر مي دهد و اگر متوجه شود در آن سوي عالم، در گوشه و کنار، به کسي، جواني، پيرمرد و پيرزني، از سوي قدرت هاي استکباري ستمي روا داشته شده خود را موظف به ابراز همدردي و حمايت مي داند، دست کم در اين گونه موارد که در قلمرو مسووليت او رخ مي دهد واکنشي نشان دهد؟ آيا چنين چيزي تاکنون مشاهده شده است؟، متاسفانه به بهانه حرمت اشاعه فحشا، حتي گاه از اطلاع رساني دقيق و بهنگام به افکار عمومي دريغ مي شود. گاه خبرهايي از اين دست حوادث شوم که در دانشگاه زنجان و پيش از آن در دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد و نيز در دانشگاه کرمانشاه و چه بسا در دانشگاه سهند تبريز، پيش از آنکه در رسانه هاي داخلي مطرح شود از رسانه هاي برون مرزي درز مي کند. شگرد لاپوشاني و ماله کشي هم در جاي خود برقرار و مستدام است، هنوز افکار عمومي درباره چند و چون پرونده اخلاقي آن آقاي فرمانده نيروي انتظامي که اخيراً با وثيقه آزاد شد دچار ابهام است. از چه چيز واهمه داريم؟ آيا اين شيوه برخورد با مهم ترين توقع بحق مردم يعني توقع امنيت اخلاقي به ويژه در برابر اصحاب قدرت، سرانجام به خدشه دار شدن اعتماد عمومي نمي انجامد؟

به باور من، دولت اگر بخواهد به مسووليت خود در اين گونه موارد به درستي عمل کند بايد؛

1- در بالاترين سطح، آشکارا و به دقت، مردم را در جريان واقعيت مسائل قرار دهد و از مردم عذر بخواهد.

2- دست کم، بالاترين مقام مسوول هر دستگاه يا نهاد را که اين گونه موارد شرم آور در آن رخ داده عزل کند.

3- بي هيچ ملاحظه با شخص متخلف برخورد قاطع قانوني داشته باشد.

4- درباره اين پرسش ريشه يابي کند که چرا آنان که خود به اصطلاح مامور صيانت از حريم امنيت اخلاقي مردم اند، گاه به ورطه تجاوز به اين حريم در مي غلتند؟،

علاوه بر اين، دستگاه قضايي صرف نظر از نوع برخورد و واکنش دولت با اين گونه موارد، مسووليت قانوني دارد. نه تنها براي برخورد بي ملاحظه و عادلانه با متخلفان بلکه بيش از آن براي پيشگيري از تکرار اين گونه مسائل شرم آور، آيا چنين خواهد کرد؟ اجازه دهيد، توقع مردم از حکومت، تا آنجا که موجه و قانوني و مشروع است، که در اين گونه موارد چنين است، دچار نوميدي و سرخوردگي نشود.
[ موضوع: مقالات ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 14 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
چند نكته درباره فاجعه زنجان
نويسنده : آذر منصوري
كارگزاران:اتفاقی كه در دانشگاه زنجان افتاد را نباید به عنوان یك رویداد سطحی و مقطعی نگاه كرد. دلیل آن است كه مشابه این اتفاق ناگوار در دانشگاه‌های دیگر و به اشكال دیگر رخ داده و فضای ناامنی را برای دانشجویان دختر ایرانی ایجاد كرده است. اگر جسارت آن دختر دانشجو نبود، این اتفاق به نتیجه دیگری می‌انجامید و به شكل دیگری ختم می‌شد. تعدد این نوع وقایع پس از روی كار آمدن دولت نهم و جایگزین نمودن رویه انتصابی به جای رویه انتخابی جهت تعیین مسوولان دانشگاه‌ها با وقوع این اتفاقات جای تامل و مداقه جدی دارد. این اولین پیامد اقدامات دولت عدالت‌طلب و مهرورز در دانشگاه‌ها نبود. تعطیلی بسیاری از تشكل‌ها و توقیف نشریات دانشجویی مستقل، بازداشت و ستاره‌دار نمودن دانشجویان غیرخودی و بازنشستگی زودرس استادان دگراندیش تنها بخشی از اقدامات علنی بوده است كه به نوبه خود مجالی مجزا را طلب می‌كند. اما تاكید و بهانه این نوشتار بر واقعه اخیر دانشگاه زنجان عبارت است از: 1- در حالی‌كه رسانه‌های برون‌مرزی تصاویر این فاجعه را در سطح دنیا پخش كرده‌اند، رسانه ملی ما به گونه‌ای وانمود می‌كند كه گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. ظاهرا مردم نامحرمان اصلی اخبار و وقایع داخلی كشور هستند. این سانسور خبری صدا و سیما نه تنها موجب حذف این خبر از اذهان عمومی نشد، بلكه زمینه بی‌اعتمادی بیشتر به رسانه ملی و گرایش اذعان عمومی را به سمت رسانه‌های برون‌مرزی افزایش داده است.
2- سوغات ماندگار دولت نهم برای دختران طالب علم و دانش این سرزمین، سهمیه‌بندی آنها برای ورود به دانشگاه‌ها بود كه به نظر می‌آید با این فضای ناامن ایجاد شده از این پس، جامعه و خانواده‌ها نیز سهمیه‌هایی را برای ورود دختران به دانشگاه‌ها اعمال كنند. تا پیش از این، دانشگاه به عنوان محیطی علمی، آموزشی و فرهنگی توام با امنیت نزد افكار عمومی به ویژه برای دختران شناخته می‌شد. چه فاجعه‌ای از این دردناك‌تر می‌توانست چهره این محیط علمی را به محیطی ناامن و فاسد نزد افكار عمومی و خانواده‌ها تبدیل نماید؟
3- مبارزه با مفاسد و برقراری امنیت اجتماعی و اخلاقی در حالی مورد تاكید قرار می‌گیرد و روسری و چكمه و مدل موی جوانان به عنوان موارد نقض امنیت اجتماعی نشانه‌گیری می‌شود كه یكی از مسوولان دانشگاه‌ها خود اقدام به چنین فجایعی می‌كند. اگر هدف از طرح امینت اجتماعی، برقراری امنیت (به گفته سردار رادان) برای زنان و دختران این كشور است، چه مفسده‌ای از این بالاتر كه یكی از مسوولان دانشگاه‌های كشور آن هم در محیط دانشگاه دست به این اقدام غیرانسانی و غیراخلاقی بزند؟ دلیل این همه سكوت مدافعان طرح امنیت اجتماعی چیست؟ اگر این ظلم و مفسده در حق دختران مظلوم ایرانی نیست، چه تعبیر دیگری می‌تواند داشته باشد؟ واقعیت كدام است؛ دم خروس یا قسم حضرت عباس؟!
4- تئوری‌پرداز دولت نهم كه در جایی فضای دانشگاه‌های ایران را «غیراسلامی» معرفی كرده بو، بهتر است به این سوال پاسخ دهد نظایر این اتفاق – آن هم توسط مدیران این دولت – تا چه حد انتظارات وی را جامه عمل پوشانده است؟ حداقل انتظاری كه در این شرایط می‌توان داشت، این است كه اگر قرار است با این بهانه تشكل‌های دانشجویی منتقد و مستقل حذف شوند و اگر مقرر شده است انسداد همه‌جانبه بر دانشگاه‌های كشور حاكم شود، اسلام را به مسلخ نبرند.
5- در حالی‌كه از جانب مجامع بین‌المللی، كشور ما به دفعات به نقض حقوق بشر و حقوق زنان متهم شده است، چنین اتفاقاتی نه تنها چهره‌ای نامناسب و ناخوشایند از ایران در جامعه جهانی بر جای خواهد گذاشت، بلكه به مراتب زمینه طرح چنین اتهاماتی را مهیا‌تر خواهد ساخت
[ موضوع: مقالات ] [ نويسنده: صبح زاهدان ] [ بازديدها: 20 ] [ تاريخ: ۸ تير ۱۳۸۷ ]
[ ادامه مطلب ] [ نظرات: 0 ]
روح بزرگ چمران
نويسنده : حسین نصیری
اعتماد:چمران ابعاد متفاوتي داشت که اگر بخشي از آن وجوه روشن شود، در انحصار هيچ گروه و جرياني قرار نمي گيرد. چمران گذشته يي دارد که از ملي شدن صنعت نفت شروع مي شود و تا زمان شهادتش ادامه دارد. او يکي از فعالان نهضت ملي شدن صنعت نفت بود که به سهم خود توانست در آن جريان هم موثر باشد. عمده فعاليت هاي ايشان پس از ورود به دانشگاه در قالب انجمن هاي اسلامي بود که باعث رونق و گرمي اين تشکل بود. تقريباً بخش اعظم فعاليت هاي انجمن اسلامي در زمان شهيد چمران وابسته به نوع تفکرات و اقدامات ايشان بود بعد از آن نيز به امريکا رفتند و همان خط فکري خود را پي گرفتند و در اکثر مبارزات ضد رژيم شاهنشاهي فعال بودند. چمران در لبنان هم با فراز و نشيب هاي متفاوتي همراه است که نقطه اوج آن آشنايي و همراهي با امام موسي صد